تو را
گرگ ها به چاه انداختند
و برادر ها
زوزه ی بی گناهی را
غزل کردند
اما هنوز گرگ ها
فرزند قابیل اند.
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1387/08/28 توسط علی کیانلویی
خواب رویای فراموشیهاست!
خواب را دریابم
که در آن دولت خاموشیهاست
من شکوفایی گلهای امیدم را در رویاها می بینم
و ندایی که به من می گوید:
(( گرچه شب تاریک است
دل قوی دار
سحر نزدیک است! ))
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1387/08/08 توسط علی کیانلویی
حوا (1)
مگر به دنيا آمدن!
چگونه اتّفاق اُفتاد؟!!!
وقتی که حوّا
مغزِآدم را
گاز زد
حوا (2)
کليدِ برق را،
حوّا اول زده بود!
... و بعدها ،
آدم اديسون شد!!!
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1387/08/02 توسط علی کیانلویی

