دیشب تمام ِابرها را گریه کردم
در حسرتِ امروز و فردا گریه کردم
رفتی و پروازِ پرستو گونه ات را
در سوگِ فردایِ غزل ها گریه کردم
هر لحظه می سوزم ولی باور نداری
در اوجِ مجنونی ی لیلا گریه کردم
مانند گل هایِ شقایق داغِ عشقت
می زد به زخم ِکهنه ام تا گریه کردم
رفتی خدا حافظ - تو را چشم انتظارم-
دور از تو من تنهایِ تنها گریه کردم.
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1388/07/02 توسط علی

