تبليغاتX
تنهامی روم که تنهایی تنها نماند
تنهامی روم که تنهایی تنها نماند
ای کاش تمام رفتن هایمان بی بهانه بود ... و تمام نرفتن هایمان بی گلایه...!
   علسا


 

دیشب تمام ِابرها را گریه کردم

در حسرتِ امروز و فردا گریه کردم

 

رفتی و پروازِ پرستو گونه ات را

در سوگِ فردایِ غزل ها گریه کردم

 

هر لحظه می سوزم ولی باور نداری

در اوجِ مجنونی ی لیلا گریه کردم


 
مانند گل هایِ شقایق داغِ عشقت

می زد به زخم ِکهنه ام تا گریه کردم

 

رفتی خدا حافظ - تو را چشم انتظارم-

دور از تو من تنهایِ تنها گریه کردم.

 




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1388/07/02 توسط علی
   درباره وبلاگ

   آرشيو مطالب

   آخرين مطالب

   پيوند ها


Blog Skin

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست