تبليغاتX
تنهامی روم که تنهایی تنها نماند
تنهامی روم که تنهایی تنها نماند
ای کاش تمام رفتن هایمان بی بهانه بود ... و تمام نرفتن هایمان بی گلایه...!
   علسا


 

 

 

آدم از دست خودش سير که شد مي ميرد

مثل پروانه کمي پير که شد مي ميرد

 

 

زندگي پنجره اي رو به تماشاست،ولي

بسته و خسته و دلگير که شد مي ميرد

 

 

عشق،رقصيدن ماهي ست؛که اقيانوسي ست

به دم و بازدمي دير که شد مي ميرد

 

 

شعر،نيلوفر آبيست،شناور در عشق

سهم يک برکه ي دلگير که شد مي ميرد

 

 

گريه گاهي ملکوتي است ،غزل آلوده-

بغض آلود و نفس گير که شد مي ميرد

 

 

مرد آن است پلنگانه بتازد تا عشق

بسته ي کُـنده و زنجير که شد مي ميرد.

 




نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1387/10/29 توسط علی
   درباره وبلاگ

   آرشيو مطالب

   آخرين مطالب

   پيوند ها


Blog Skin

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست