تبليغاتX
تنهامی روم که تنهایی تنها نماند
تنهامی روم که تنهایی تنها نماند
ای کاش تمام رفتن هایمان بی بهانه بود ... و تمام نرفتن هایمان بی گلایه...!
   علسا


 

 

 

 

 

وقتیکه

الفبای شعر را

ردیف..ردیف

راه می رفتم!

عصای دستم شدی

و راه و رسم

واژه بزرگ کردن را

 یادم دادی

و اینک

غزل که می پوشم

کودکی ام را

 ساز می زنی...

 




نوشته شده در تاريخ شنبه 1387/12/03 توسط علی کیانلویی
   درباره وبلاگ

   آرشيو مطالب

   آخرين مطالب

   پيوند ها


Blog Skin

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست